فريدون بن احمد سپهسالار
17
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
بر آن جمله نافذ شده بود كه اجتماع عساكر در سرحد ارمينيه واقع گردد ، تا لشكر بيگانه در ممالك روم درازدستى نكنند . روز عزم سلطان به حضرت مولانا سلطان العلماء قدس اللّه سره آمدند و استمداد همت از درون مباركش فرمودند و جهت تيمن كوس رحيل « 1 » آنجا زدند و همانجا سوار شده ، متوجه گشتند . چون بحوالى ارزنجان رسيدند چند روز در آنجا اقامت فرمودند و جواسيس بهر طرف روان كردند ، تا از كيفيت احوال اعلام دهند . چون لشكر خوارزمى بحدود ارزن الروم رسيدند جواسيس عدت و عدد ايشان را تحقيق كرده ، به خدمت سلطان اعلام دادند . لشكر روم را از كثرت خوارزميان وهمى در نفوس مستمر گشت . سلطان را رأى بر آن باعث آمد تا به طريقهء جاسوسى آنجا رود 28 و از عدد و اهبت ايشان و طريقهاى كه در جنگ خواهند سلوك كردن باخبر شود . بنا بر آن خود را به لباس تراكمه گردانيد و چند سر اسب بادپاى بىداغ برگزيد و با تركى چند از راه كوه بطريق اتراك به لشكر خوارزميان ملحق گشت . چون امراى خوارزمى ايشان را ديدند تفحص حال ايشان كردند . گفتند : ما از اتراك اين ناحيتيم ، قديما اجداد ما از آب ارمويه « 2 » 29 بودند . درين چند سال سلطان علاء الدين بر ما متغير شده است و عنايات از ما بگردانيد و به مطالبت بسيار ما را به تنگ آورده ، 30 پيوسته انتظار عساكر منصور مىكرديم و اين موهبت را از حق تعالى مىخواستيم ؛ اكنون كه سهام دعا بهدف اجابت رسيد و رايات همايون اين بلاد و ديار را مشرف گردانيد شكرانهء اين امنيت را بارگيرى چند جهت ركاب ملازمان حضرت سلطنت آورده
--> ( 1 ) خ ل : رحلت ( 2 ) خ ل : امويه .